فقر و طبقه بندی اجتماعی (قسمت 8)


جوامع در عصر شکار – مردم در این جوامع وابستگی به موادی دارند که از طبیعت دریافت می کنند مانند غذا و لباس و سرپناه و از تکنولوزی تنها ابزارهای ساده ای مانند بیل و کلنگ و تیر و کمان و ابزارهای شکار از قبیل تله و یا طور ماهیگیری مورد نیازشان بود  .

اعضاء جامعه بیابان گرد یا چادر نشین بودند . یعنی به محض تمام شدن منابع مربوط به زندگی روزانه خود ناچار بودند که دنبال جاهای دیگر بروند . در چنین وضعی جوامعی که مردم دور هم جمع شوند، منابع موجود در طبیعت به طور ابتدائی بر مبنای نیازهای اولیه آنان توزیع می شود و خبری از ثروت اندوزی نیست و هیچ گونه امکاناتی هم برای اینکه یکی از سایرین ثروتمند تر باشد وجود نداشت . پس این گونه جوامع پائین ترین طبقه از قشر بندی های اجتماعی را خصوصا در عرصه قدرت و ثروت دارند . تنها معیار مهم بی عدالتی سن و سال و جنسیت افراد است . اما در راس سیستم قشربندی ها یک مسئله وجود دارد و آن این که همه باید از حقوق اجتماعی و سیاسی یکسان برخوردار باشند .

جوامع در عصر باغداری- از آنجا که جوامع از لحاظ تکنولوژی پیچیده شدند ، بسیار ی از منابع مورد نیاز خود را تامین کردند و قابلیت این را یافتند تا تولیداتشان را در محل های خاص انباشته نگهدارند ، زیرا دیگر مجبور نبودند به خاطر تمام شدن منابع طبیعی از محل زندگی خود مهاجرت کنند . در این گونه جوامع « متخصصان» مانند تولید کنندگان ابزارها و اشیاء بوسیله دست برای اولین بار پدید آمدند . با زیاد شدن تعداد صنعتگران و حتی هنرمندان ، کم کم برخی از آنان مورد احترام بیشتری واقع شدند و حرمت اجتماعی ، قدرت و یا حتی ثروت پیدا کردند و این نقطه آغازی برای بی عدالتی شد . در این عصر از جوامع ، محصولات دامی و باغی مازاد تولید شد ، رئیس قبیله و افراد با نفوذ پدیدار شدند . اقوام قدرتمند مازاد تولید دیگران را کنترل می کردند و از امتیاز خرید آن برخوردار بودند . در نتیجه تفاوت در مالکیت و پرستیژ  در میان سایر اعضاء جامعه متداول شد .

جوامع عصر کشاورزی – این جوامع بزرگتربود ومردم آن نیز ثروتمند تر بودند و اشتغال نیزتخصصی تر شده بود و نسبت به دوران باغداری و دام داری طبقه منظمی وجود داشت . ابتدائی ترین دلایل برای تفاوت های بین مردم به توسعه تکنولوژی مربوط می شد . خصوصا به تولید ابزارهای فلزی . این ابزارهای تکنولوژیکی  باعث رونق کشت و زرع شد واز محل تولید محصولات کشاورزی تعداد اندکی ثروتمندتر شدند زیرا چند تن از زمین داران می توانستند به قدر کافی محصول تولید کنند و بتوانند غذای تعداد زیادی از مردم را تامین کنند . بنابراین تعداد اندکی از جمعیت نیاز بود که با تولید محصولات کشاورزی درگیر باشند . مهم ترین جایگزین افزایش کارائی ایجاد نیروهای نظامی دائمی و کارکردن در ساختار های اداری دولتی بود . در جامعه ساده باغداری و دام داری شاخص مهم ،تعداد زنان آنان بود . توسعه تولید ، مردم را به سوی کار زیاد به خاطر دستمزد زیاد ترغیب کرد . این امر سبب شد که کم کم برده داری رواج پیدا کند . در جوامع کشاورزی و ضعیت وراثت به طور غم انگیزی بود . توده مردم ،زمین ،برده ها و حتی شکل های اولیه پول ، می توانست از نسلی به نسل دیگر به ارث برسد . بنابراین هر نسلی تلاش می کرد تا دارائی و ثروت بیشتری برای میراث خود بر جای بگذارد . این جوامع اولین نمونه از طبقه بودند که کاملا از بی عدالتی های ناشی از قدرت ثروت مالکیت و پرستیژ پدیدارشده بودند. نخبگان مسلط ثروت اندوزی می کردند وازکوچکترین امتیاز به نفع خود استفاده می کردند . نتیجه این شد که جامعه به لایه های مختلفی تقسیم شد (رابرتسون1977) .

جامعه صنعتی – سیستم قشر بندی مشابهی که در عصر کشاورزی دیده بودیم به همان شکل ابتدائی خود برقرار بود . اگر چه نتیجه ضنعتی شدن و تکنولوژی کاملا پیچیده به موازات بی عدالتی افزایش یافت  اما جوامع صنعتی کمتر از جوامع عصر کشاورزی طبقه بندی شد و در واقع همان روند سابق تداوم یافت( لنسکی 1966) . دلیل عمده این عقب گرد ،صاحبان ابزار تولید بودند و یا نخبگان مسلط که دیگر توان کنترل مستقیم فرآیند تولید را نداشتند و بیشتر روی مدیران تحصیل کرده و متخصصان فن و تکنولوژی و کارگران ماهر که بتوانند تولید را به حداکثر برسانند متمرکز شدند . این دگرگونی ها از قدرت طبقه مسلط تا حدودی کاست . مردم به صورت انفرادی یا گروهی با ایده دموکراسی آشنا شدند که آنان را به سوی تسهیم منافع که خودشان برای افزایش آن تلاش می کردند ، هدایت می کرد . نخبگان مسلط دیگر نمی توانستند بدون تحصیلات و آگاهی از شیوه های  مدیریت ، کارگران متخصص را هدایت کنند .علاوه بر این منابع صنعتی شده بسیار کارآمد شده بود ، بنابراین دلایل زیادی برای این تفکیک (مالکیت از مدیریت) وجود داشت ( لنسکی 1966رابرتسون1977)


Leave a Reply

Your email address will not be published.